روزنامه داکا تریبون در گزارشی جامع به بررسی وضعیت بحرانی صنعت برق در بنگلادش پرداخته و اعلام کرده است که همزمان با توقف فعالیت ۳۵ نیروگاه در این کشور، میزان خاموشیها به حدود ۲۵۰۰ مگاوات رسیده است. مقامهای هیئت توسعه برق بنگلادش، کمبود سوخت و بهویژه محدودیتهای جدی در عرضه گاز طبیعی را به عنوان عوامل اصلی و کلیدی خروج این تعداد از نیروگاهها از مدار تولید معرفی کردهاند.
کمبود گاز؛ عامل اصلی محدودیت تولید
بر اساس اطلاعات منتشر شده، نیروگاههای گازسوز به دلیل ناتوانی در تأمین گاز مورد نیاز، قادر به فعالیت با ظرفیت کامل نیستند. در همین حال، نیروگاههای مایعسوز نیز با چالشهای مضاعفی ناشی از هزینههای بسیار بالای تأمین و مصرف سوخت دستبهگریباناند. آمارهای رسمی در ۷ اکتبر نشان میدهد که در حالی که نیروگاههای گازسوز بنگلادش برای فعالیت به حدود ۲۵۲۴ میلیون فوت مکعب گاز در روز نیاز داشتند، تنها ۸۹۵ میلیون فوت مکعب گاز به این بخش اختصاص یافته است؛ شکافی عمیق و قابلتوجه که توان تولید برق کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این گزارش همچنین اختلاف فاحش هزینه تولید برق با منابع مختلف را برجسته میکند: هزینه تولید هر واحد برق با مازوت حدود ۲۵ تاکا، با زغالسنگ ۱۳ تا ۱۴ تاکا و با گاز حدود ۷ تاکا برآورد شده است که این تفاوت قیمت، افزایش تولید با سوخت مایع را به گزینهای بسیار پرهزینه و غیراقتصادی تبدیل کرده است.
نیروگاه وجود دارد؛ اما سوخت کافی نیست
بررسی میدانی وضعیت نیروگاههای بنگلادش بیانگر آن است که بخش قابلتوجهی از ظرفیت تولید به دلیل کمبود گاز، محدودیت سوخت مایع، نیاز به تعمیرات، مشکلات فنی و پایان قراردادهای خرید برق در دسترس نیست. در چنین شرایطی، ظرفیت اسمی نیروگاهها تصویر واقعی و دقیقی از توان تأمین برق ارائه نمیدهد؛ چرا که بهرهبرداری اقتصادی و پایدار از ظرفیت تولید، مستقیماً به دسترسی مستمر به سوخت، آمادگی فنی تجهیزات و سازوکارهای مناسب تأمین مالی وابسته است. افزون بر این، اولویتبندی تخصیص گاز میان نیروگاهها و صنایع به یک چالش پیچیده اقتصادی بدل شده است؛ زیرا افزایش سهم نیروگاهها از گاز میتواند محدودیت تأمین انرژی در بخش صنعت و تولیدات صادراتمحور را تشدید کند.
تجربه بنگلادش یک درس راهبردی برای مدیریت صنعت برق دارد: امنیت تأمین برق تنها با افزایش ظرفیت نیروگاهی محقق نمیشود؛ بلکه به هماهنگی مستمر میان تولید برق، تأمین سوخت، مدیریت تقاضا و اقتصاد بهرهبرداری وابسته است. از منظر برنامهریزی صنعت برق ایران، این تجربه بر چند ضرورت تأکید میکند:
- هماهنگی برق و گاز: تطبیق برنامه تولید نیروگاهها با محدودیتهای احتمالی تأمین گاز و تدوین سناریوهای عملیاتی مشترک برای دورههای اوج مصرف.
- تضمین آمادگی نیروگاهها: برنامهریزی دقیق تعمیرات، تأمین قطعات و ذخیرهسازی سوخت جایگزین پیش از فرارسیدن دورههای پرریسک.
- ارزیابی اقتصادی سوخت جایگزین: سنجش دقیق هزینه، دسترسپذیری و قابلیت اتکای سوختهای مختلف برای جلوگیری از تحمیل هزینههای سنگین به صنعت برق.
- تنوعبخشی به سبد تولید: توسعه منابع تجدیدپذیر همراه با تقویت شبکه و راهکارهای ذخیرهسازی انرژی.
- مدیریت تقاضا: استفاده از ابزارهای مدیریت مصرف برای کاهش فشار بر شبکه در شرایط محدودیت تولید یا سوخت.
بحران برق بنگلادش نشان میدهد که حتی برخورداری از ظرفیت قابلتوجه نیروگاهی نیز در صورت بروز اختلال در زنجیره تأمین سوخت، نمیتواند مانع بروز خاموشیهای گسترده شود. مدیریت ریسک سوخت، هماهنگی میان بخشهای برق و گاز، آمادگی نیروگاهها و تنوعبخشی به منابع تولید، از مهمترین مؤلفههای افزایش تابآوری صنعت برق در برابر بحرانهای تأمین انرژی به شمار میروند.




