غلامحسین مقیمی مدیرکل روابطعمومی و اطلاعرسانی وزارت نیرو، در یادداشتی با اشاره به این نکته که جهان انسانی جهانی انفرادی نیست و همدلی، همکاری و همسرنوشتی از اصول بنیادین زندگی ماست، صنعت برق کشور را نیز مشمول این قاعده دانست؛ چرا که در جهان مدرن، برق یکی از ستونهای اصلی زندگی روزمره انسان محسوب میشود. بر مبنای همین دیدگاه اسلامی و علمی، وزارت نیرو «پویش ۲۵ درجه» را به عنوان یکی از ماموریتهای محوری خود در دوره اوج مصرف تابستانه تعریف کرد.
در حالی که هنگام بروز ناترازی برق، ذهنها غالباً به سمت احداث نیروگاههای جدید، خطوط انتقال و سرمایهگذاریهای سنگین زیرساختی معطوف میشود، این نگاه تنها نیمی از واقعیت است. ساخت ظرفیت تولید، فرآیندی هزینهبر و زمانبر است، در حالی که اوج مصرف تابستانی میتواند هر سال با همان شدت تکرار شود. در چنین شرایطی، سمت تقاضا همتراز با سمت عرضه اهمیت مییابد؛ به این معنا که چگونه میتوان بدون افت کیفیت زندگی مردم، از فشار لحظهای بر شبکه کاست. دقیقاً در همین نقطه است که «پویش ۲۵ درجه» معنا پیدا میکند. ایده این پویش، تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه است؛ رویکردی که به جای درخواستهای سنگین از مردم، یک تغییر رفتاری کمهزینه و قابل اجرا را پیشنهاد میدهد تا بدون سلب آسایش، در این طرح سهیم باشند.
مدیریت مصرف انرژی برخلاف بسیاری از تصمیمات فردی، تنها در مقیاس جمعی معنا مییابد. اگرچه یک درجه تغییر در یک کولر عددی ناچیز است، اما همین یک درجه در میلیونها کولر، اتفاقی حیرتآور رقم میزند و «پویش ۲۵ درجه» را از یک شعار ساده به ابزاری واقعی برای مدیریت شبکه تبدیل میکند. «همدلی» کلیدواژه اصلی این پویش است و بر اساس نظرسنجی ایسپا، ۷۶ درصد از مردم عزیز ایران پیام پویش ۲۵ درجه را شنیدند و پذیرفتند. فراتر از آن، به محض شنیدن درخواست وزیر محترم نیرو مبنی بر نیاز به صرفهجویی برای حفظ روشنایی جنوب کشور، ۲۰۰۰ مگاوات از بار شبکه را کاهش دادند؛ ظرفیتی که ساخت آن مستلزم سالها زمان و سرمایهگذاری کلان بود، اما صرفاً با یک تغییر رفتاری در سطح کشور حاصل شد.
این دستاورد در عمل نیز قابل ردیابی بوده است؛ به طوری که در تهران، همراهی شهروندان و اقدامات مدیریت مصرف به کاهشی بیش از ۶۰۰ مگاواتی در ساعات اوج مصرف منجر شد. در فارس و بوشهر نیز مشارکت مردم در قالب همین پویش به کاهش ۱۵۲۰ مگاواتی مصرف برق انجامید که بهتنهایی امکان تأمین حدود ۸۰۰ مگاوات برق پایدار برای بخش تولید را فراهم کرد. هر مگاوات صرفهجوییشده در ساعات اوج، معادل مگاواتی است که دیگر لازم نیست با هزینه بالا و اغلب از طریق سوختهای گرانتر تأمین شود. این آزادسازی ظرفیت، به بخشهای مولد اقتصاد، صنایع، خدمات عمومی، مراکز ضروری یا تامین برق مناطق گرمسیری اختصاص مییابد و با کاهش فشار لحظهای بر شبکه، احتمال خاموشیهای اضطراری را نیز کاهش میدهد.
از منظر عدالتمحوری، وقتی یک مشترک با تنظیم ساده کولر خود، سهمی از مصرف را کنار میگذارد، عملاً بخشی از منبع محدود برق را برای تأمین نیاز حیاتی مشترک دیگری، از یک بیمارستان گرفته تا یک واحد تولیدی، آزاد میکند. مدیریت مصرف از این زاویه، شکلی از مسئولیت جمعی در توزیع عادلانهتر منابع است. بزرگترین دستاورد چنین پویشهایی، شکلگیری یک الگوی رفتاری پایدار است تا مدیریت مصرف انرژی از یک واکنش موقت در روزهای بحرانی، به یک عادت روزمره و بخشی از سبک زندگی تبدیل شود.
در نهایت، آنچه این پویش ثابت کرده فراتر از کاهش چند عدد در نمودار مصرف برق است؛ این تجربه نشان داد که رفتار مصرفکننده، وقتی در مقیاس جمعی دیده شود، میتواند به ابزاری واقعی برای مدیریت شبکه برق تبدیل شود که نه نیازمند سرمایهگذاری کلان است و نه محدودیت جدی برای زندگی روزمره مردم ایجاد میکند. این مهمترین درسی است که میتوان از تجربه این چند سال گرفت؛ چرا که به قول شاعر: «بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند».




