امروزه کشورها در عرصه جهانی بیش از آنکه صرفاً برای تولید برق تجدیدپذیر با یکدیگر در رقابت باشند، برای کسب جایگاه و حضور مؤثر در زنجیره تأمین این فناوریهای نوین با هم مسابقه میدهند. از مراحل اولیه استخراج مواد معدنی و تولید تجهیزات گرفته تا فرآیندهای پیچیدهای نظیر طراحی نرمافزار، ذخیرهسازی انرژی، ارائه خدمات فنی و بازیافت تجهیزات، هر حلقه از این زنجیره گسترده به بخشی حیاتی از قدرت اقتصادی و حتی قدرت سیاسی کشورها بدل شده است. به همین دلیل، آینده بازار انرژی را دیگر تنها ظرفیت نصب شده نیروگاهها تعیین نمیکند، بلکه جایگاهی که هر کشور در این زنجیره ارزش استراتژیک به دست میآورد، از اهمیت بهمراتب بیشتری برخوردار است.
در این میان، ایران با واقعیتی دوگانه و چالشبرانگیز روبهرو است: از یک سو، تحریمها، محدودیت دسترسی به فناوریهای پیشرفته، دشواری جذب سرمایه خارجی و فاصله با بازیگران بزرگ این صنعت، مسیر توسعه را برای کشور ناهموار کرده است و از سوی دیگر، کنار کشیدن از این رقابت جهانی نیز گزینهای منطقی و قابل پذیرش نیست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است کشورهایی که از زنجیرههای تأمین جهانی کنار گذاشته میشوند، به تدریج نه تنها سهم بازار خود را از دست میدهند، بلکه در حوزه فناوری نیز دچار وابستگی بیشتری میشوند. در اقتصاد امروز، حذف از زنجیره تأمین، گاه پرهزینهتر از حذف از بازار مصرف است.
با این حال، ورود به زنجیره تأمین به این معنا نیست که ایران باید همه فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر را از ابتدا تا انتها در داخل تولید کند؛ چرا که هیچ کشوری چنین رویکردی را دنبال نمیکند. چین نیز همه مزیت خود را تنها از تولید یک محصول به دست نیاورده، بلکه توانسته است در حلقههای مختلف زنجیره ارزش، از تأمین مواد اولیه و تولید تجهیزات تا تأمین مالی، تحقیق و توسعه و استانداردسازی، نقشآفرین باشد. بنابراین، مسئله اصلی برای ایران انتخاب هوشمندانه حلقههایی است که با ظرفیتهای داخلی کشور همخوانی بیشتری دارند.
ایران در این زمینه ظرفیتهای قابل توجهی در اختیار دارد. صنایع فولاد، مس و آلومینیوم کشور میتوانند بخشی از نیاز زنجیره تولید تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر را تأمین کنند. شرکتهای داخلی طی سالهای گذشته تجربه ارزشمندی در ساخت تجهیزات صنعت برق، ترانسفورماتورها، کابل، تابلوهای برق و برخی تجهیزات الکترونیک قدرت به دست آوردهاند. در کنار آن، شرکتهای دانشبنیان در حوزه نرمافزارهای مدیریت شبکه، سامانههای کنترل و خدمات فنی و مهندسی نیز ظرفیتهایی ایجاد کردهاند که میتواند به حلقهای از زنجیره ارزش انرژیهای پاک تبدیل شود.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران و دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی، قفقاز، عراق و افغانستان این امکان را فراهم میکند که کشور تنها به بازار داخلی محدود نماند و به پایگاهی برای صادرات برخی تجهیزات و خدمات تبدیل شود. از این رو سیاست صنعتی کشور باید به گونهای طراحی شود که شرکتهای ایرانی به تدریج وارد زنجیره تولید تجهیزات، خدمات مهندسی، تحقیق و توسعه و نوآوری شوند و سیاست خارجی نیز مسیر اتصال این ظرفیتها به بازارهای منطقهای و بینالمللی را هموار کند.
در نهایت، مسئله فقط توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیست؛ مسئله این است که اقتصاد جهانی در حال بازآرایی زنجیرههای تأمین خود است. همانطور که در قرن بیستم، جایگاه کشورها در بازار نفت بر وزن ژئوپلیتیکی آنها اثر میگذاشت، در دهههای آینده نیز جایگاه آنها در زنجیره تأمین فناوریهای پاک بر قدرت اقتصادی و راهبردیشان تأثیر خواهد گذاشت. ایران شاید نتواند در همه حلقههای این زنجیره بازیگر اصلی باشد، اما اگر از امروز برای حضور در حلقههایی که با مزیتهای صنعتی و فناورانهاش سازگار است برنامهریزی نکند، خطر اصلی عقبماندن از یک بازار نیست بلکه کنار گذاشته شدن از نظمی است که آینده انرژی جهان را شکل خواهد داد.




