پنل‌های دوطرفه (Bifacial) زمانی بیشترین کارایی را دارند که علاوه بر سطح جلویی، بخش پشتی آن‌ها نیز بتواند مقدار قابل‌توجهی تابش خورشیدی دریافت کند. این تابش معمولاً از طریق بازتاب نور (آلبدو) توسط زمین، بام یا سطوح پیرامونی تأمین می‌شود. از این‌رو، سایت‌هایی با ضریب آلبدوی بالا، ارتفاع مناسب پنل از سطح زمین و سازه‌هایی که کمترین مانع را در پشت ماژول ایجاد می‌کنند، بهترین شرایط را برای بهره‌گیری از این فناوری فراهم می‌آورند. عواملی نظیر فاصله ردیف‌ها، نسبت پوشش زمین (GCR)، نوع سازه، زاویه نصب و سایه‌اندازی پشت پنل، مستقیماً بر میزان افزایش انرژی (Bifacial Gain) تأثیرگذار هستند. امروزه استفاده از ماژول‌های دوطرفه در ترکیب با ردیاب‌های تک‌محوره در بسیاری از نیروگاه‌های مقیاس بزرگ به یک استاندارد تبدیل شده است. داده‌های آزمایشگاه ملی انرژی‌های تجدیدپذیر (NREL) نشان می‌دهد که میزان افزایش واقعی انرژی در پنل‌های دوطرفه، کاملاً به طراحی و شرایط خاص سایت وابسته است و باید از طریق مدل‌سازی دقیق تعیین شود. در مقابل، اگر پنل‌ها تقریباً چسبیده به سطح بام نصب شوند یا فضای پشت آن‌ها مسدود باشد، مزیت جذب انرژی از سمت عقب به حداقل می‌رسد. بنابراین، تصمیم‌گیری نباید صرفاً بر اساس قیمت یا درصد «بای‌فیشیالیتی» (Bifaciality) مندرج در دیتاشیت انجام شود؛ بلکه پیش از انتخاب نهایی، لازم است تابش پشت پنل، ضریب آلبدو، ارتفاع سازه و هزینه‌های مازاد ماژول در نرم‌افزارهای شبیه‌سازی انرژی به‌دقت ارزیابی شوند.

منابع مرجع